
من از دلِ دود اومدم
نه از قصهٔ تمیز
دستام خطخطی
دلِ من پُر از ستیز
کوچه منو شناخت
از نگاهِ سردِ شب
ردّ پام مونده رو خاک
مثل زخمِ بیسبب
تو فکر کردی کم میارم
ولی من سختترم
از هر چی بستی درو
من از دیوار میپرَم
پشتم هیاهو نیست
پشتم فقط خودِ من
هر کی خواست بشکنتم
دید که محکمتر شدم
نفسهام تند میره
ولی نمیلرزه دستم
منو با خشم صدا کن
اسم من توی برستم
قفلِ شب، رو تنم
قفلِ شب، رو دلم
قفلِ شب، باز میشه
وقتی من راه میرم
قفلِ شب، رو تنم
قفلِ شب، رو دلم
قفلِ شب، باز میشه
من همونم که میخوام
تو با حرف اومدی
من با زخم و با دود
تو فقط نقش بازی
من خودِ واقعیم، زود
هر چی گفتن بشکن
من دوبرابر شدم
از تهِ این سقوط
مثل سنگ اومدم
دورم پر از نگاهه
ولی من کورم به ترس
دل من از جنسِ درده
ولی صداش شد نفس
اگه راهی نباشه
من خودم راه میسازم
با مشتِ بسته میرم
تا تهش میتازم
نفسهام تند میره
ولی نمیلرزه دستم
منو با خشم صدا کن
اسم من توی برستم
قفلِ شب، رو تنم
قفلِ شب، رو دلم
قفلِ شب، باز میشه
وقتی من راه میرم
قفلِ شب، رو تنم
قفلِ شب، رو دلم
قفلِ شب، باز میشه
من همونم که میخوام
حرفای تو باد شد
زخمِ من موند و بس
من از خاک بلند شدم
با یه دنیا هوس
نه، منو جمع نمیکنی
من خودِ طوفانم
از دلِ تاریکی
تا تهش میخونم
قفلِ شب، رو تنم
قفلِ شب، رو دلم
قفلِ شب، باز میشه
وقتی من راه میرم
قفلِ شب، رو تنم
قفلِ شب، رو دلم
قفلِ شب، باز میشه
من همونم که میخوام